Internalization

ɪnˌtɝːnləˈzeɪʃn ɪnˌtɜːnlaɪˈzeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    درونی یا باطنی کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد internalization

  1. noun Learning (of values or attitudes etc.) that is incorporated within yourself
    Synonyms: internalisation, incorporation

ارجاع به لغت internalization

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «internalization» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/internalization

لغات نزدیک internalization

پیشنهاد بهبود معانی