Meshwork

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    شبکه، کارهای مشبک، شبکه‌کاری، توری‌بافی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد meshwork

  1. noun An open fabric of string or rope or wire woven together at regular intervals
    Synonyms: net, network, mesh, meshing

ارجاع به لغت meshwork

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «meshwork» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/meshwork

لغات نزدیک meshwork

پیشنهاد بهبود معانی