Nicker

ˈnɪkər ˈnɪkə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun verb - intransitive
    شیهه، شیهه کشیدن، خنده کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد nicker

  1. verb Make a characteristic sound, of a horse
    Synonyms: neigh, whicker, whinny
  2. noun The characteristic sounds made by a horse
    Synonyms: neigh, whicker, whinny

ارجاع به لغت nicker

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «nicker» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/nicker

پیشنهاد بهبود معانی